الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
184
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
آنچه شادمان كند ، نبودش غم آورد . زمانه ، پنددهندهترين معلّمان است . آن كس كه پيش از ديگران به فتنه شتابد ، در گريز بىآزرمتر از ايشان است . مرگ ، بر آرزوها همى خندد . هديه ، بلاهاى دنيوى را مىراند و صدقه بلاهاى عقبايى را . آزاده ، اگر طمع ورزد بنده است و برده ، اگر قانع باشد ، آزاده . فرصت ، زود از دست رود و دير به دست آيد . مردمان ، طعمههاى روزگارند . زبان ، حجمى اندك و گناهى بزرگ دارد . روز دادگرى بر ظالم ، سختتر از روز ستم بر مظلوم است . همنشينى سنگيندلان چونان تب روح و روان است . سگى به راه نيكوتر از شيرى خفته است . اگر با ديوانهاى تمام ، درگير شوى ، نيكوتر از آن است كه با نيمه ديوانهاى . شود كه بازار ياقوت به زمانى فروگيرد ؛ پيروى كن و بدعت مگذار . آن كس را كه بىنياز از تو در بزرگ داشتت مىكوشد ، جانب دار . با تكيه بر پادزهرى كه دارى ، زهر منوش ! از آن كسان مباش ! كه آشكارا ابليس را لعن همى كنند و پنهانى دوستش دارند . با بردباران به سبكسرى ، همنشينى و با سفيهان بردبارى مكن . دوست تو آن است كه به تو راست گويد نه آنكه دروغت را راست شمارد . در خير اسراف نيست ، چنانكه در اسراف خير . 429 - در هنگامه جدايى يا من سيناى عن بنيه * كما نأى عنه أبوه مثل لنفسك قولهم * جاء اليقين فوجهوه و تحللوا من ظله * قبل الممات و حللوه ( ناشناس ) * * *